حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
491
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
ابو احمد موفق از كارشكنى درباره جانشين ابن طولون نياسوده بود . خمارويه نيز بگفت تا موفق را بر منبرها لعن كردند و واسطى پيشكار پدر را با سپاهى بسيار راهى كرد و از دريا نيز وى را به نيروى دريائى مدد داد ، موفق نيز از بغداد برون شد و كار جنگ راست كرد . ابن كنداج ولايتدار موصل و ابن ابى الساج ولايتدار ارمنستان و جبال نيز با وى برون شدند و دمشق را بگرفتند و خمارويه بناچار بخويشتن برون شد و جنگ ايشان را آماده شد و بسال 273 دمشق را از آنها پس گرفت آنگاه بقلمرو ابن كنداج حمله برد و ميان ولايتدار مصر و دربار خلافت صلح افتاد و موفق و معتمد خليفه نامه صلح را بدست خويش نوشتند كه ولايتدارى مصر و شام براى مدت سى سال خاص خمارويه و اعقاب او باشد ، خمارويه نيز بگفت تا لعن موفق را متروك كردند و نام وى را بخطبه قرين خليفه آوردند . در نتيجهء اين فيروزى ، خمارويه بر رقه تسلط يافت و موصل و جزيره را نيز به قلمرو خويش برد و نام وى را به منبرها گفتند ، ابن ابى الساج را نيز مطيع كرد و سپاه ويرا تا دجله براند و بفرمود تا بر كنار دجله تختى از طلا بساختند تا بيادگار فيروزيهاى خويش بر آن نشيند . والى طرسوس نيز كه از سال 270 از اطاعت طولونيان برون رفته بود باطاعت آمد ( 276 ) موفقيتهاى خمارويه به همين جا محدود نماند ، بروزگار وى نفوذ دولت طولونى از ولايت طرسوس نيز گذشت و در سالهاى 278 و 279 سپاه وى بارها بر قلمرو روم شرقى حمله برد . مرگ موفق و ابن كنداج بسال 278 و مرگ خليفه معتمد بسال 279 قدرت خمارويه را بيفزود و توانست با هداياى خويش توجه معتضد خليفه را جلب كند و بفرمان وى همه ولايتهاى ما بين برقه و فرات براى مدت سى سال به خمارويه و اعقاب او واگذار شد و در نتيجه آن حسن تفاهم كه ميان دولت طولونى و دربار خلافت پديد آمده بود خمارويه ميخواست دختر خويش قطر الندى را به زنى پسر خليفه دهد اما خليفه او را براى خويش